تبليغاتX
ژاژ - یه کم از خودم 1

ژاژ

الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم

یه کم از خودم 1

ْاينايي كه اينجا نوشتم مال يه ماه پيشه، ثبت موقت بودن گفتم حيفن! بذارمشون اينجا!

الان سه روزه نه شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه آره دیگه چهار روزه که مشهدم.

 

دلم می خواد زودتر برگردم بجنورد. آخه احساس می کنم مزاحم میزبانمم که خیلی سرش شلوغه.

حکم تعلیقمو گرفتم.

درخواست تجدید نظر رو دارم جمع و جور می کنم.

اگه تعلیقو بزنن که خوب می تونم زبانمو تو ترم بعد تکمیل کنم ولی درسم فکر کنم یه ۵ سالی طول بکشه که حوصلشو ندارم. ا...ه اصلا ولش کن بابا.

داشتم میومدم دانشکده نمی دونم رئیس یا دبیر کمیته انضباطی رو دیدم.

-سلام آقای ...

-سلام علیکم.

-حال شما خوبه؟

-قربان شما... خوب هس... (بقیشو نشنیدم که چی گفت آخه خیلی دور شده بود)

الانم تو دانشگاهم. خیلی حال می ده. بجنورد به اینترنت دسترسی ندارم عوضش اینجا دو ساعته نشستم همینطوری هی می نویسه مشترک گرامی اینجا رو نخون اونجا رو بخون. تازه صدای کولر هم بهم آرامش می ده.

نه به اشکان زنگ زدم، نه علی و نه مهدی. بلکه حالشونو بپرسم که از بازداشت آزاد شدن. با قرارای ۱۰۰ میلیونی. فرزاد و محمدم که هنوز تو بازداشتن. قرارشون ۳۰۰ میلیونه. از کجا بیارن؟

حمیدم به دادگاه احضار شده، نمی دونم رفت نرفت چه کار کرد؟ نفهمیدم بالاخره کار دادگاه خودم به کجا رسید. ۶ ماه پیش دو هفته فعالیت سیاسی کردم هنوز دارن می کنن تو پاچم. فکر کنم اگه بچه هام هم بیان اینجا همینطور هی می کنن تو پاچشون.

راستی حمید اگه اینا رو خوندی خبر بده چه کار کردی. اس ام اس بده. خوب؟

خدافظ.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 12:56  توسط امین ریاحی  |